Uncategorized @fa

تاریخ لاجورد بدخشان

تنها یک مکان روی زمین وجود دارد که بیش از شش هزار سال است به‌طور مداوم لاجورد با کیفیت جواهری تولید کرده است: معادن سر سنگ، در ارتفاعات کوه‌های ولایت بدخشان در شمال شرقی افغانستان. این یک اغراق یا ادعای بازاریابی نیست — بلکه یک واقعیت باستان‌شناسی و زمین‌شناسی است. هر قطعه مشهور لاجورد در تاریخ تمدن بشری، از ماسک تدفین توت‌عنخ‌آمون در مصر گرفته تا سقف آبی کلیسای سیستین در رم و رداهای لاجوردی در تابلوی «دختری با گوشواره مروارید» اثر ورمیر، مواد اولیه خود را به این دره دورافتاده در کوه‌های هندوکش می‌رساند.

زمین‌شناسی

لاجورد یک ماده معدنی واحد نیست بلکه یک سنگ دگرگونی است که عمدتاً از سه کانی با نسبت‌های متفاوت تشکیل شده است. لازوریت رنگ آبی تند را ایجاد می‌کند و معمولاً بین بیست و پنج تا چهل درصد وزن سنگ را تشکیل می‌دهد. کلسیت به صورت رگه‌ها و لکه‌های سفید در میان رنگ آبی ظاهر می‌شود. پیریت به شکل ذرات طلایی فلزی درخشان در سطح سنگ پراکنده است. مرغوب‌ترین و ارزشمندترین لاجورد، دارای رنگ آبی عمیق و یکدست با حداقل کلسیت و پراکندگی متوسط پیریت است. کلسیت بیش از حد، رنگ آبی را کمرنگ می‌کند؛ پیریت خیلی کم نیز باعث می‌شود سنگ تخت و بی‌روح به نظر برسد. تعادل ایده‌آل — آبی زنده، چند جرقه طلایی و مقدار بسیار کمی سفید — در سر سنگ به‌طور مداوم‌تر از هر ذخیره لاجورد دیگری در جهان یافت می‌شود.

تجارت باستان

لاجورد بدخشان حداقل تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به بین‌النهرین رسید و از مسیرهای تجاری عبور کرد که دو هزار سال پیش از جاده ابریشم وجود داشتند. سومری‌ها آن را بیش از هر ماده دیگری ارزشمند می‌دانستند. آن‌ها آن را به صورت مهرهای استوانه‌ای — غلتک‌های سنگی کوچکی که برای فشار دادن علائم شناسایی روی گل مرطوب استفاده می‌شد — و همچنین به شکل تندیس‌ها، جواهرات و تزئینات مبلمان و آلات موسیقی می‌تراشیدند. مقبره‌های سلطنتی اور که در دهه ۱۹۲۰ در عراق امروزی حفاری شد، حاوی صدها شیء لاجوردی بود که تمام آن‌ها در تجزیه و تحلیل‌های شیمیایی به منابع افغانستان ردیابی شده‌اند.

در مصر، لاجورد با آسمان‌ها و الوهیت مرتبط بود. آن را به شکل اسکاراب (سرگین‌غلتان) و طلسم می‌تراشیدند، برای لوازم آرایشی چشم به پودر تبدیل می‌کردند و در طلای جواهرات فرعونی می‌نشاندند. در ماسک مشهور تدفین توت‌عنخ‌آمون، برای ابروها و خطوط پوشش سر «نِمس» از لاجورد استفاده شده است. تمام این‌ها از بدخشان آمده بود — در دنیای باستان هیچ منبع دیگری برای مواد با کیفیت جواهری وجود نداشت و مصر خود هیچ ذخیره بومی از هیچ نوعی نداشت.

لاجوردی (اولترامارین): رنگدانه‌ای که هنر را تغییر داد

در اروپای قرون وسطی و رنسانس، لاجورد به رنگدانه‌ای به نام «اولترامارین» تبدیل می‌شد — از واژه لاتین ultramarinus به معنای «فراسوی دریا»، زیرا این سنگ باید از فواصل بسیار دور در شرق وارد می‌شد. اولترامارین گران‌ترین رنگدانه در دسترس نقاشان بود، قیمت هر گرم آن از ورق طلا بیشتر بود و استفاده از آن توسط حامیان و قراردادها به شدت کنترل می‌شد. در بسیاری از آثار سفارشی، قرارداد دقیقاً مشخص می‌کرد که کدام بخش‌های نقاشی می‌تواند با اولترامارین اجرا شود و در کدام بخش‌ها باید از جایگزین‌های آبی ارزان‌تر مانند آزوریت یا اسمالت استفاده کرد.

فرآیند استخراج رنگدانه بسیار دشوار بود. لاجورد خام باید به پودر نرم تبدیل می‌شد، با موم ذوب شده، رزین کاج و قلیا مخلوط می‌گشت، روزها ورز داده می‌شد و سپس بارها شسته می‌شد تا ذرات خالص آبی لازوریت از کلسیت خاکستری و پیریت جدا شوند. اولین شستشو مرغوب‌ترین و تندترین رنگدانه را تولید می‌کرد؛ شستشوهای بعدی آبی‌های به‌تدریج کمرنگ‌تر و با اشباع کمتر ایجاد می‌کردند. بهترین اولترامارین برای مقدس‌ترین موضوعات — ردای مریم مقدس، آسمان بهشت — رزرو می‌شد، در حالی که شستشوهای ضعیف‌تر برای بخش‌های کم‌اهمیت‌تر استفاده می‌شدند.

یوهانس ورمیر، استاد هلندی، چنان شیفته اولترامارین بود که نه تنها برای بخش‌های آبی واضح، بلکه آن را در سایه‌ها، رنگ‌های سفید و رنگ پوست خود نیز ترکیب می‌کرد تا به آن‌ها درخشندگی سردی ببخشد. او با بدهی سنگین درگذشت و مورخان هنر معتقدند هزینه‌های گزاف او برای اولترامارین یک عامل مهم بوده است. میکل‌آنژ هنگام کار بر روی کلیسای سیستین، تابلوی «تدفین» را ناتمام رها کرد زیرا نتوانست اولترامارین کافی برای تکمیل آسمان تهیه کند. این نقاشی تا به امروز ناتمام باقی مانده است.

در سال ۱۸۲۶، یک شیمی‌دان فرانسوی به نام ژان باتیست گیمه، اولترامارین مصنوعی را در آزمایشگاه سنتز کرد و رنگدانه طبیعی را تقریباً یک‌شبه از نظر تجاری منسوخ ساخت. نسخه مصنوعی از نظر شیمیایی یکسان و از نظر بصری غیرقابل تشخیص بود، اما با کسری از قیمت عرضه می‌شد. تجارت رنگدانه فروپاشید، اما تقاضا برای لاجورد به عنوان یک سنگ قیمتی بدون وقفه ادامه یافت.

چه چیزی لاجورد بدخشان را برتر می‌سازد

ذخایر دیگری از لاجورد در شیلی، روسیه، میانمار، پاکستان و چندین کشور دیگر وجود دارد، اما هیچ‌کدام از نظر ثبات و عمق رنگ آبی با بدخشان برابری نمی‌کنند. لاجورد شیلی، از معدن «فلور د لوس آندز» در منطقه کوکیمبو، معمولاً کمرنگ‌تر است و رگه‌های کلسیت بیشتری دارد که در مقایسه با مواد افغانستانی ظاهری رنگ‌پریده به آن می‌دهد. لاجورد روسیه از سواحل دریاچه بایکال اغلب دارای باندهای کلسیت سنگین است و فاقد رنگ یکنواخت و اشباع‌شده‌ای است که سنگ‌های درجه‌یک افغانستانی را متمایز می‌کند. شرایط زمین‌شناسی در سر سنگ — ترکیبی خاص از سنگ آهک، گرانیت و دگرگونی مجاورتی — کریستال‌های لازوریتی با خلوص استثنایی و شدت رنگی تولید می‌کند که به سادگی با همان ثبات در هیچ جای دیگر رخ نمی‌دهد.

خرید لاجورد در امروز

هنگام خرید جواهرات یا اشیای تزئینی لاجورد، به دنبال رنگ آبی عمیق و یکدست با ذرات پیریت قابل مشاهده و حداقل رگه‌های کلسیت سفید باشید. از فروشنده بپرسید که آیا سنگ رنگ شده، روکش شده یا تثبیت شده است — تمام این‌ها درمان‌های رایجی هستند که مواد با کیفیت پایین را پنهان می‌کنند. لاجورد اصل و فرآوری‌نشده دارای جلای کمی مومی و بافت سطحی دانه‌دانه زیر ذره‌بین است. لاجورد رنگ‌شده در صورت پاک شدن با پنبه آغشته به استون، رنگ پس می‌دهد. لاجورد روکش‌دار دارای سطحی غیرطبیعی و براق است که بیشتر حس پلاستیک می‌دهد تا سنگ معدنی.

قیمت لاجورد با توجه به کیفیت بسیار متفاوت است. مواد با کیفیت پایین با کلسیت زیاد و آبی کم می‌تواند به قیمت چند دلار در هر گرم فروخته شود. لاجورد درجه‌یک افغانستانی با رنگ تند و یکدست و پیریت خوب به قیمت قابل توجهی بالاتر فروخته می‌شود، هرچند همچنان بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از سنگ‌های قیمتی مشابه باقی مانده است.

جواهرات لاجورد بدخشان فرآوری‌نشده را در AfghanOutlet مرور کنید، در حالی که منشأ هر سنگ تأیید شده و وضعیت فرآوری آن — که همیشه «هیچ» است — به‌وضوح در لیست ذکر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *